![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ برای اطلاع رسانی و ارتباط با مدرسین فلسفه ایجاد شده است |
|
در نشست صميمي سرگروه با دبيران محترم نواحي پنجگانة تبريز در مورخة 13/6/85 در مدرسة راهنمايي خيام U آقاي ملكيان دبير محترم ناحيه 1: اي كاش تعيين سرگروه استاني انتصابي نبود. در استان افراد فاضل و كارآمد فراواناند. اگر تعيين سرگروه انتخابي ميشد، از وجود اين قبيل افراد فرهيخته هم استفاده ميشد. البته شما براي ما عزيز هسيتد، ولي ما در اين دو سال يك بار هم شما را زيارت نكرديم. گويي بين ما ديوار بلندي كشيده شده بود. O اصغري: نميدانم قانون در مورد تعيين سرگروه استان چه ميگويد. در هر صورت فعلاً كه انتصابي است و «قرعة فال به نام من ديوانه فتاده است». و اما در مورد نبود ارتباط، انصافاً حق با شماست. ولي باور بفرماييد در اين مورد لااقل از جانب بنده تعمدي در كار نبوده است. دأب من اين است كه در قبال منتقدين از خودم دفاع نكنم. من خيلي دير به اهميت ارتباط حضوري پيبردم و تاوانش را هم پرداختم. البته سال اول با گردهمايي سرگروههاي نواحي و مناطق موافقت نشد و اوايل سال دوم هم كه با دعوت سرگروههاي نواحي و مناطق به گردهمايي، خواستم اين ديوار حائل في مابين خودمان را خراب كنم و سرگروههاي محترم نواحي دعوت بنده را نپذيرفتند، ارتباط ما به تأويق افتاد. U آقاي صمداني سرگروه محترم ناحيه 3: برخي كارها مثل همايش و غيره كار زياد ميبرد. در صورت امكان يك عضو ديگر بگيريد. O اصغري: اين شدني است و گاهي احساس ميكنم خيلي كار روي سرم ريخته است. U آقاي علّي سرگروه محترم ناحيه 1: سعي كنيد در برنامة امسال گردهمايي و همايش بگنجانيد. ضمناً در صورت امكان نامهاي نوشته شود براي نواحي جهت سازماندهي تخصصي. U آقاي حسيني دبير محترم ناحيه 4: در اثر تعامل بيشتر دستاوردهاي بيشتري خواهيم داشت و در نتيجه كيفيت كار بالا خواهد رفت. U آقاي جاملو سرگروه محترم ناحيه 4: آقاي اصغري گزارش بدهيد ببينيم در اين مدت دو سال كجاها رفتيد براي بازديد. اوضاع چطور بود؟ در بسياري از مدارس كه ما ميرويم با مشكلات عديدهاي مواجه ميشويم. مشكل عدم تخصص، نداشتن مهارت و روش تدريس و ارزشيابي و . . . O اصغري: متأسفانه تا حال امكان بازديد از خارج از تبريز فقط براي رشتههاي علوم پايه فراهم شده ولي براي ما يك مورد هم پيش نيامده است. در تبريز هم كه بازيدهاي ناچيزي داشتهايم، امكانات در اختيارمان گذاشته نشده و اتومبيلهاي همكاران استفاده كرديم. اين مشكلات به هر دليل كمابيش هست بايد ببينيم از چه راههايي ميتوان بر اين مشكلات فائق آمد. U سركار خانم اسلامي: به نظر من همايش، گردهمايي و هر گونه نشست علمي را بيتكلف و بيهيچ مؤنهاي خودمان ميتوانيم اجرا كنيم. چرا اينقدر براي خودمان سخت ميگيريم و كار را طاقت فرسا ميكنيم. O اصغري: احسنت. بنده اين همه زور ميزنم كه همچو چيزي بگويم ولي راستش جرأت نميكنم. آيا همايش و . . . بايد حتماً پر طمطراق باشد؟ بنده معتقدم ما بايد به روشهاي ساده، غيررسمي و عشقي و با تكيه بر تواناييهاي خودمان روي بياوريم. اينطوري خيلي كارها ميتوانيم بكنيم. U آقاي امامعليزاده، سرگروه محترم ناحيه 5: آقاي اصغري در ناحية 5 همه گونه امكانات هست. با مسئولين هم تعامل خوبي داريم. مشكل اين است كه ارتباط ما با شما قطع است. هيچ كدام شماره تلفن همديگر را نداريم. ما اطلاعيه داديم براي همايش ولي در اثر اطلاع رساني ضعيف هيچ اثري براي ما ارسال نشد. در مورد محفل فلسفي هم عرض كنم كه تشكيل اين محفل هيچ مشكلي نداريم. همكاران ميتوانند تشريف بياورند به آدرس: خ. امين ـ نرسيده به ترمينال قديم ـ جنب پاساژ ولي عصر ـ پلاك 76 ـ آموزشگاه تعمير تلفن همراه ـ شماره تلفن: 5548722 O اصغري: ولي من فكر ميكنم هر دوي ما شماره همديگر را داريم. اطلاعية شما را هم اگر ميديدم استقبال ميكردم. در مورد پيشنهاد محل محفل هم بنده كه موافقم. توليت اين كار هم به عهدة شما. هر وقت مصلحت ديديد زنگ بزنيد انشاء الله ميآييم. U سركار خانم برون بري دبير محترم ناحية3: به نظر من بهتر است به مسئلة دانش افزايي اهميت بيشتريبدهيم. در اين مورد مشكل ما منابع است. O اصغري: حق با شماست. اتفاقاً مسئلة دانش افزايي، تقويت علمي و بازآموزي در سرلوحة برنامههاي ماست. منتهي كار ما بيشتر بسترسازي و اطلاع رساني است.. همكاران خودشان بايد بروند دنبال پيداكردن منابع. در ناحيه ميتوانيد مجموعهاي تشكيل بدهيد. در پژهشكدة استان هم منابع بدرد بخوري براي رشتة فلسفه وجود ندارد. U آقاي عبدي دبير محترم ناحيه 3: قبلاً براي تشويق همكاران به فعاليت بيشتر در گروههاي آموزشي 2 ساعت اضافه كار منظور ميشد، ولي الآن مثل اينكه خبري نيست. بنا بر اين بيش از اين نبايد انتظار داشت. U سركار خانم عباسزادگان دبير محترم ناحيه 3 و عضو گروه جديد در استان: ميتوانيم به جاي همايش رسمي پر هزينه و پر دردسر، به نشستهاي علمي 2 ساعته با حضور اساتيد دانشگاهها اكتفا كنيم. ضمناً يكي از راهها براي تشكيل كتابخانه، اهداي كتاب از طرف همكاران است. U سركار خانم عباسيان دبير محترم ناحيه 1: هماهنگي شود دبيران محترم در روزهاي كاري سرگروه استان كلاس نداشته باشند. O آقاي صمداني: اين اصلاً شدني نيست. برنامة درسي مدرسين فلسفه و منطق خيلي پراكنده و ناجور است. U سركار خانم افسري دبير محترم ناحيه 4: به نظر من بايد كتابهاي درسي بررسي شود و نيز وزانت علمي نشرية حكمت بيشتر شود. O اصغري: بررسي كتب فعلي تا زماني كه كتب جديد نيامده همچنان مفيد است. در مورد نشريه بايد بگويم فلسفة وجودي آن اين است كه اطلاع رساني و بسترسازي كند. چكيدة مقالات را ميتوانيم در آن درج كنيم ولي اگر مفصل باشد لطف كنيد با ديسكتش براي ما بفرستيد تا در وب سايت گروه بگذاريم. درج مقالات شما هر چقدر هم كه مفصل باشد هيچ محدوديتي ندارد. U سركار خانم محبوبي دبير محترم ناحيه4: دليل اينكه فعاليت علمي نميكنيم اين است كه منابع لازم در اختيار نداريم و وقت و فرصت كافي هم براي اين كارها نداريم. O اصغري: در واقع مشكل اصلي اين است كه ما مديريت زمان نداريم، پويايي علمي خود را از دست دادهايم، در زندگي خود جايگاهي براي فعاليتهاي علمي خود قائل نيستيم. به همكاران توصيه ميكنم كتاب مديريت زمان را مطالعه كنيد. U آقاي نوروز دبير محترم ناحيه 5: پيشنهاد ميكنم براي نشرية حكمت صفحهاي باز كنيد به نام فرزانگان آذربايجان و حكماي اين ديار را معرفي كنيد، مثلاً زنوز مرند حكماي بزرگي داشته. O اصغري: انشاء الله صفحهاي به اين نام باز ميكنيم. پس اول شما خودتان دست به كار شويد و تحقيق را شروع كنيد. U آقاي عطايي دبير محترم ناحيه 5: ظاهر كتب جديد بايد عوض شود. كتابهاي فعلي تماماً نوشته است و از تصاوير جذاب خبري نيست. پيشنهاد كنيد كتب جديد فرهنگ اصطلاحات هم داشته باشند. O اصغري: انشاء الله كه كتب جديد از هر جهت وضعيت مطلوبي خواهند داشت. در مورد فرهنگ اصطلاحات اتفاقاً در جزوة برنامة درس منطق اشارهاي شده بود. U سركار خانم مشكاتي دبير محترم ناحيه 3: اگر در انتصاب مشكلي هست در انتخاب هم هست. اتفاقاً بسياري از انتخابات به ابتذال كشيده ميشود. مهم عملكرد شخص است. چه كار داريم به انتخاب يا انتصاب. ما كتابي صد صفحهاي داريم به نام فلسفه در اينترنت كه بسيار مفيد است. بد نيست از اين كتاب هم استفاده شود. U سركار خانم شيرازي دبير محترم ناحيه 3: تجربه نشان داده كه كتب جديد اشكالات فراواني مشاهده ميشود كه معمولاً يكي دو سال طول ميكشد تا اصلاح شود. از دفتر تأليف بخواهيد پيش نويس كتب جديد را قبل از چاپ نهايي جهت اصلاحات بفرستند. O اصغري: حالا ديگر مثل گذشته نيست. در مورد دين و زندگي پيش دانشگاهي پيش نويس فرستاده شده بود. در مورد فلسفه هم مطمئناً اين كار صورت خواهد گرفت. U آقاي عباسي دبير محترم ناحيه 2: پيشنهاد بنده اين است كه هر چه زودتر محفل فلسفي را راه بيندازيد. U آقاي خاكپور دبير محترم ناحيه 1: پيشنهاد كنيد در كتب درسي جديد منابع اينترنتي معرفي شود. U آقاي سلامي دبير محترم ناحيه 1: تشكيل انجمن علمي دبيران فلسفه و منطق استان همانند رشتههاي ديگر كه در اين مورد اقدام كردهاند، از جمله انجمن علمي دبيران عربي در استان تشكيل شده و اقدام به عضو گيري نمودهاند، و بدين روش بهتر مي توان مشكلات موجود در درسهاي منطق و فلسفه را تا حدي حل كرد. با تشكر از زحمات شما همكار بسيار دلسوز O اصغري: با توجه به تذكرات و تأكيدات بسياري از همكاران فكر ميكنم تشكيل انجمن يك شاه كليد است. بنده حتماً با تمام ظرفيت در جهت تحقق اين امر تلاش خواهم كرد. اميدوارم نتيجه بگيرم. U سركار خانم زينالي: به نظر من اين حرفهايي كه گفته شد بيشتر در حال و هواي سنت بود. بهتر است به روز باشيم و به كتابهاي الكترونيكي، نرم افزار و . . . بينديشيم. U سركار خانم فرجيان دبير محترم ناحيه1: بهتر است . . . سالي حداقل كساني كه اطلاعات زيادي دربارة فلسفه و منطق از اينترنت كسب ميكنند، بصورت يك پيك يا مجله در اختياز مدارس قرار دهند تا آنهايي كه نميتوانند از اين وسيله استفاده كنند يا در اختيار ندارند، استفاده نمايند. همين كار شما يعني نشر مجلة حكمت خيلي مفيد است. از زحمات شما تشكر داريم. اميد كه اين كارها و زحمات شما هر موقع كه چاپ شد در اختيار ما قرار گيرد. حتي اگر با هزينه باشد ارزش زيادي دارد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 7:41 توسط گروه فلسفه استان |
|
|
در تماسي كه با خواهر فرزانه سركار خانم عباسزادگان داشتم مطلع شدم كه دورة ضمن خدمتي در سطح نواحي به اجراي ناحية سه تبريز در مورخة 11/6/85 در مدرسة راهنمايي خيام واقع در قطران برگزار خواهد شد. فرصت را غنيمت شمرده و روز دوازدهم خودم را به كلاس دوره رساندم تا به منظور تدارك فراق دو ساله از همكاران نواحي، در ارتباطي صميمي و حضوري به تبادل فكري و درد دل با عزيزان نواحي بپردازم. به لطف و عنايت خداي متعال رهين توفيق شدم و ديالوگ خوبي ميان ما برقرار شد كه به نظرم يك سرمايهگزاري كلان معنوي و فكري براي گروه فلسفة استان محسوب ميشود. لطف و محبت همكاران باعث شد بنده تا آخر دوره، به مدت 5 روز در اين جمع حاضر شوم. آقاي صمداني، سرگروه محترم ناحيه سه و مدرس دوره نيز كريمانه بخشي از اوقات شريف خود را در اختيار حقير گذاشتند و بنده موفق شدم 4 ساعت به بحث درباب مغالطات بپردازم، 2 ساعت بحثي به نام «سيري در تاريخ فلسفه» داشته باشم و 3 ساعت نيز به گفتگو دربارة مسائل گروه و شنيدن نظرات انتقادي و پيشنهادي همكاران صرف كنم. و اما روز پنجشنبه شاهد حضور ميهماني بوديم كه از چند روز و به يك معنا از چند هفته پيش حضور ايشان توسط آقاي صمداني تمهيد شده بود. آقاي دكتر رضا سليمان حشمت از دفتر تأليف تشريف آورده بودند و ميهمان دبيران نواحي بودند. 4 ساعت در خدمت ايشان بوديم. 2 ساعت اول، ايشان به ايراد سخنراني درباب اساطير يونان و ارتباط آن با فلسفه پرداختند و 2 ساعت دوم به پرسش و پاسخ درباب مسائل مختلف سپري شد، پرسش و پاسخي كه به قول خود دكتر زنده و مناسب يك محفل فلسفي. نشستي غيررسمي، بيآلايش و صميمي و در عين حال پربار و ارزشمند كه تمام سرگروههاي نواحي و بيش از 30 نفر از دبيران نواحي در آن شركت نموده بودند. بدينوسيله از همكاري صميمانة جناب آقاي صمداني و حضور گرم و سبز دبيران فرزانة نواحي پنجگانة تبريز تشكر ميكنم. كاظم اصغري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 7:16 توسط گروه فلسفه استان |
|
|
از زماني كه كانت امكان مابعدالطبيعه را زير سؤال برد و از آن پس، بشرِ عصر فلسفه از تحقيق حقايق مأيوس گرديد، بين عمل و نظر جدايي افتاد، و فلسفه در ارادهي معطوف به قدرت نيچه و شبه فلسفههايي مثل: پوزيتيويسم، نئوپوزيتيويسم، فلسفهي تحليل زباني و سر انجام آشفته بازار جريان پست مدرن رسوب كرد و فلسفه در چهرهي شناخت شناسي و منطق خود را نمايان ساخت. از ديگر سو، عصر ارتباطات تصويري و گرافيكي تحقق يافت، فلسفه نيز همگاني و آسان شد و كاربرد روزمره يافت، و حتي صحبت از «فلسفه براي كودكان» شد، . . . تلقي ديگري از فلسفه پيش آمد و . . . كتب فلسفه و منطق مدارس و دانشگاهها ديگرگون شد. . . . در حاليكه سفسطه همگاني شده بود. زندگي روزمره، رسانههاي جمعي و عالم سياست خيسِ مغالطه بود . . . گويي در برهههاي تاريخ، خانهي ذهن و زبانِ مردمان ويران ميشود. سؤال نابهنگام و شبهه از زمين و آسمان ميبارد و اذهان ميانمايگان سرگردان ميشوند. آيا اين همان پايان فلسفه است؟ حكم كردن دربارهي آيندهي فلسفه (اگر بتوان در اين باره حكمي كرد) تا حدود زيادي بستگي به اين دارد كه دربارهي گذشتهي فلسفه چگونه بينديشيم. البته قصد ما پيش بيني وضع آتي فلسفه نيست بلكه ميخواهيم با نگاه به گذشتهي فلسفه دربارهي وضع كنوني و آيندهي آن اندكي تأمل كنيم. انديشيدن به گذشته فلسفهي نيز كار آساني نيست. كساني در شرق و غرب قدم در اين راه پرمخاطره و پرمخافت گذاشتهاند. يكي از مسائلي كه دربارهي فلسفه مطرح است، مسئلهي گذشته و آيندهي فلسفه است. يعني اينكه، فلسفه چه سيري داشته و به كجا رسيده و چه افقي پيشرو دارد؟ نفسِ همين مسئله بودنِ فلسفه را نشانهي بحران در فلسفه و پايان آن گرفته اند. فلسفه در يونان، قرون وسطاي مسيحي و اسلامي و غربِ جديد سيري داشته است. در اينكه فلسفهي مسيحي به پايان رسيده چندان بحثي نيست. فلسفه در غرب جديد هم ره آموز يك تمدن بوده و اين تمدن امروزه از ريشهي خود جدا شده، طوريكه شاخ و برگها اصل و ريشهي خود را حتي انكار ميكنند. در عالم اسلام هم به نظر اروپائي ها و اتباع آنها در هند و . . .، فلسفه اسلامي با ابن رشد به پايان رسيده است. و به نظر كساني ديگر نيز فلسفهي اسلامي به پايان راه خود رسيده اما با ملاصدرا. در اينجا به بيان برخي آراء مطرح شده دربارهي بحران در فلسفه و پايان آن ميپردازيم. بعد از كانت در غرب دفاع از فلسفه به معني مابعدالطبيعه و بحث عقلي در ماهيت اشياء دشوار و غير قابل دفاع شده است.[1] كانت اُنتولوژي را بي جا و ناشي از اشتباه دانست. فيخته براي فلسفه عنوانِ «علمِ علم» را اختيار كرد. هگل گفت كه دوران فيلوسوفيا گذشته است و ما در عصر سوفيا وارد شده ايم.[2] ماركس تئوري را متعلق به گذشته قلمداد كرد و گفت: تاكنون فلاسفه عالم را تفسير ميكردند، اكنون بايد عالم را تغيير داد. او به اين ترتيب پايان فلسفه را اعلام كرد و فيلسوف تكنيك شد.[3] كيركه گور اصلاً خود را فيلسوف ندانست. نيچه نيز در صدد رد مابعدالطبيعه و در طلب كشف و دريافت شرائطي برآمد كه مابعدالطبيعه در آن امكان موجوديت يافته است. هوسرل نيز به جاي فلسفه و مابعدالطبيعه، پديدارشناسي را براي روش تفكر خود اختيار كرد. او گرچه سوداي تجديد فلسفه داشت، در پايان كار پي برد كه در سعي خود به جايي نرسيده است.[4] حادثهي مهم در فلسفه در قرن بيستم، پيدايش تزلزل در اركان اصالت عقل(rationalisme) و چون و چرا در عقلانيت و تجدد(modernité) بود. كمترين عيب اصالت عقل اين است كه حجاب و مانع فهم و ادراك ميشود و اساس خود را ويران ميكند يا آن را ميپوشاند. راسيوناليسم در حقيقت با دكارت پيدا شد و از هنگامي كه كانت ضعف و نارسائي آن را آشكار كرد، در صورتهاي مختلف علم انگاري، اصالت تحصل(positivisme)، و راسيوناليسم انتقادي (critical rationalism) به ضديت با فلسفه و تفكر مبدل شد و به صورت اين داعيه درآمد كه هرچه از حدود فهم و احاطهي عقل جزئي بيرون است، وجود ندارد يا قابل اعتنا نيست.[5] بعضي از بزرگان ديگر، مثل: نيچه، ويتگنشتاين، و هيدگر و بعدها فيلسوفان پساساختارگرايي چون، ليوتار كه از بزرگان فلسفه هستند، به صورتهاي مختلف اعلام كردهاند كه فلسفه به پايان رسيده است. آنان از مرگ قطعي و قريب الوقوع فلسفه خبر دادهاند. اين سخنان خارق اجماع به نظر ميرسد، زيرا حتي وقتي سخن از پايان فلسفه به ميان ميآيد، فيلسوفي پيدا ميشود و در صدد بر ميآيد كه پايان فلسفه را تفسير كند.[6] در حقيقت با رشد تكنو لوژي و بسط علوم اجتماعي بود كه بحران در فلسفه ظهور كرد. و با اين بحران دوران مابعدالطبيعه پايان يافته اعلام شد. اساساً پس از كانت، فلسفه و مابعدالطبيعه به شرح و بيان شرائط شبه متعالي تجربهي علمي مبدل شده است.[7] و بدينسان دورهي فترتي بوجود آمد به نامِ پست فلسفه(post philosophy)، كه عبارت بود از: وضعيتِ پست مدرن كه در گسترهي آن، آرمانهايِ روشنگري در معرض چالشِ پيگير گذاشته شد.[8] هيدگر بر آن است كه فلسفهي سنتي هم به لحاظ اخلاقي و هم به لحاظ فكري كارآيي خود را از دست داده و از حل معضلات اساسيِ سوژهي انساني عاجز است. اين نظرِ هيدگر بر فلاسفهي پُست مدرن تأثير بسزايي داشت، تا جايي كه همسو با وي اعلان كردهاند كه فلسفهي سنتي در ايجاد عصر «تهيدستي» و «بي ساماني» يا «بي خانماني» ِما همدست و شريك جرم است.[9] به زعم هيدگر، فلسفه در عصر حاضر واردِ واپسين مراحلِ خود شده است.[10] دكتر فريدريس نيوهنر ميگويد: . . . اكنون فلسفهي جديدي در غرب وجود ندارد، بلكه تنها تاريخ فلسفه باقي مانده است. در غرب آنطور كه در گذشته فيلسوفان دربارهي جهان و خالق و آفرينش در تعقل بودهاند، گمان نميكنم كه اكنون چنين افرادي وجود داشته باشند.[11] به اميد ظهور پس فرداي منتظر كاظم اصغري
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 4:15 توسط گروه فلسفه استان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
از آنجايي كه ارتباط را امري ضروري و حياتي ميدانیم برای تکمیل حلقهي ارتباطي ميان مدرسين فلسفه و منطق استان در صدد ايجاد اين وبلاگ بر آمدیم.
از همهي سروران انتظار داريم ما را در اين مسير ياري كنند. كاظم اصغري |
|
RSS
|