تبليغاتX
حکمت
این وبلاگ برای اطلاع رسانی و ارتباط با مدرسین فلسفه ایجاد شده است
اینجا کلیک كنيد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:25  توسط گروه فلسفه استان | 

براي دريافت سؤال اينجا كليك كنيد.

براي دريافت پاسخ اينجاكليك كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 11:3  توسط گروه فلسفه استان | 

برتراندراسل

راسل با اينكه در عالم سياست و علوم و از جمله رياضيات و منطق مقام بزرگي دارد ولي در فلسفه، عوام و شارلاتان است. راسلي كه رساله‌ي دكترايش در مورد مونادهاي لايب‌نيتس است و به كمك وايتهد Principa Mathematica را نوشته اهميت و جايگاه بلندي دارد. اما راسلي كه به فلسفه دست‌اندازي كرده فوق العاده عوام و سطحي است.                                      كاظم اصغري

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:51  توسط گروه فلسفه استان | 

به نام خداوند حكيم

 

اين قسمت جهت ارتباط مستمر دانش آموزان با گروه فلسفه‌ي استان راه‌اندازي شده است.

دانش آموزان عزيز مي‌توانند سؤالات خود را در زمينه‌هاي مختلف(اشكالات درسي، آشنايي با رشته‌ي فلسفه، علاقمنديها و . . .) مطرح كنند. اميد است بتوانيم در اسرع وقت به سؤالات شما پاسخي درخور بدهيم.

خواهشمند است همكاران فرزانه دانش آموزان را جهت مراجعه به وبلاگ هر چه بيشتر تشويق و ترغيب نمايند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:41  توسط گروه فلسفه استان | 
آنيتوسملتوس
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 10:17  توسط گروه فلسفه استان | 

به نام خدا

مهمترين و اثر بخش ترين بخش مديريت تدريس، داشتن طرح درس روزانه است. طرح درس روزانه برنامه اي است مدون و سنجيده كه معلم قبل از تدريس، براي يك جلسه درس تهيه مي كند. از فواید آن به موارد زير مي توان اشاره كرد:

·         موجب مي شود معلم فعاليت هاي ضروري آموزشي را به ترتيب و يكي پس از ديگري، در مراحل و زمان هاي مشخص پيش ببرد؛

·         براي معلمان تازه كار كه ممكن است نتوانند همه ي مراحل تدريس و جزييات آن را به خاطر بسپارند بسيار مفيد است؛

·         معلم عوامل اصلي جريان تدريس را فراموش نمي كند؛

·         معلم با اعتماد بيشتري در كلاس حاضر مي گردد و....*

در فراخوان مسابقه‌ي طرح‌درس نويسي دبيرخانه‌ي كشوري كه مورد استقبال همكاران قرار گرفت، عدم رعايت برخي موارد جزيي در آثار ارسالي، به ساختار طرح درس، آسيب جدي وارد كرده و موجب ضايع شدن زحمات همكاران فرزانه شده بود، كه جهت عنايت بيشتر همكاران به برخي از آن موارد اشاره ميكنم:

·         طرح درس شامل انتخاب روش ها و فنون و الگوهاي مناسب تدريس براي درس هاي مختلف است و نبايد با خلاصه نويسي درس اشتباه گردد.

·         ميان هدف هاي جزيي و كلي تميز داده شود.

·         درسؤالات ذكرشده ازهمه‌ي حيطه‌هاي شناختي(دانش، كاربردو.. ) استفاده شود.

·         وسايل كمك آموزشي مانند پوستر و مقوا براي مطالب محوري تدريس استفاده گردد.

·         براي جلوگيري از غلط املايي، متن تايپ شده بازبيني گردد.

·         از لغات و كلمات نامأنوس در قسمت‌هاي مختلف طرح درس (اهداف كلي، جزيي و سوالات و...)استفاده نشود.

 

اميد است با عنايت همكاران فرزانه، از اين پس شاهد افزايش طرح درس هاي علمي، نوين و ابتكاري باشيم.

 

ميترا عباس‌زادگان

 

* (روش ها ،فنون و الگوهاي تدريس-امان الله صفوي،ص 287 ،سمت،تهران1382)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 13:7  توسط گروه فلسفه استان | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 14:21  توسط گروه فلسفه استان | 

 پروتاگوراس :يك شهروندآكراگاس يا آگريگنتوم در سيسيل بود. جادو و كارهاي خارقالعاده مي‌كرده و در سياست مشاركت داشته است. امپيدكلس كه مي‌كوشد تا فكر اسلاف خود را با هم تلفيق و تأليف كند. از نظر وي ماده بي‌آغاز و بي‌انجام و فناناپذير است. اما تغير نيز حقيقتي انكارناپذير است. او معتقد به انواع ماده بود(نه يك ماده كه مواد ديگر از برآمده باشند)؛ يعني خاك، هوا، آتش، آب. اشياء بواسطة اختلاط اين چهار عنصر بوجود مي‌آيند. او براي توجيه ارتباط اشيا به دو نيروي اساطيريِ «عشق و نفرت» متوسل شد. به زعم وي جريان عالم دايره وار است و ادوار متناوب عالم وجود دارد بدون اينكه آغاز و پاياني در كار باشد.

 گرگياس : اهل لئونتيني بود و در سيسيل مي‌زيست(متولد483 و متوفاي375، ق.م). او بواسطة جدل زنون به شكاكيت كشانده شد. بعدها با ترك فلسفه خود را وقف سخنوري و علم بلاغت كرد. گرگياس برخلاف پروتاگوراس(كه مي‌گفت همه چيز درست است)، معتقد بود كه: هيچ چيز وجود ندارد و . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:54  توسط گروه فلسفه استان | 

  طالس: اهل ملطيه/مليتوس (متولد 585 و متوفاي  545/ 546 ق. م.)، وي آب را مادة المواد عالم و منشاء حيات مي‌داند. از نظر او همه چيز پر از خدايان است ـ آهن ربا روح دارد و . . . به قول ارسطو، «طالس كسي است كه در آغاز فلسفه قرار دارد».

 آناكسيمندر: هموطن و پيرو طالس و البته جوانتر از اوست. از نظر او مادة المواد(آرخه)، نمي‌تواند نوع خاصي از ماده باشد، بلكه عنصري نامتعين، مغاير با عناصر، نامتناهي و نامحدود(آپايرون) است. او همچنين مي‌كوشد تا به پرسش «چگونه جهان از عنصر اولي ظهور و گسترش يافته است؟»، پاسخ دهد.

 آناكسيمنس :   احتمالاً جوانتر از آنكسيمندر و دستيار او بوده است. وي به پيروي از طالس عنصر متعيني را مادة المواد قرار داد و گفت اين مادة المواد هواست. و هوا منشاء «هر آنچه بوده و هست و خواهد بود» و نيز مبدء خدايان است. وي چگونگي شكل گيري اشيا از هوا را از طريق تكاثف(انقباض) و تخلخل(انبساط) توجيه مي‌كرد.

  فيثاغورث :پيش از هر چيز رهبر يك فرقة مذهبي ـ عرفاني بوده (پيروانش را فيثاغوريان مي‌گويند) ولي در حوزه‌هاي مختلف علمي آرائي داشته است. وي قائل به جاودانگي روح و تناسخ بوده و . . . تمرين سكوت، تأثير موسيقي و مطالعة رياضيات در مكتب وي كمكهايي براي توجه و مراقبت نفس تلقي مي‌شد. در نظر فيثاغوريان: عدد نه تنها اصل نخستين همه چيز ‌است(و اصول آن اصول همة اشياست) بلكه اشيا همان اعدادند ـ هستي همواره به شكل اضداد ظهور مي‌كند(محدود و نامحدود) و . . . فيثاغوريان از جهانشناسي ماترياليستي ملطي(لااقل تا آنجا كه اعداد را مادي تصور نمي‌كردند) جدا شدند و مخصوصاً به دليل تأثيرشان بر افلاطون حائز اهميت‌اند.


  گزنفون :بنا به نظري بنيانگذار ولي در واقع مشوق و حامي مكتب اليائي بوده است. به واحدِ بي حركت اعتقاد راسخ داشته و منتقدِ نسبت دادنِ صفات انساني به خدايان بوده است. او گرچه قائل به وحدت بوده ولي نمي‌توان گفت موحد به معناي ديني است. 

                                      هراكليتوس :بزرگزاده‌اي از مردم افِسوس(متولد سالهاي 504ـ 501 ق.م) و معروف به حكيم گريان است. او به مفهوم وحدت در كثرت و كثرت در وحدت رسيد. در نظر هراكليتوس ستيزة دائمي در جهان هست ـ «شدن و صيرورت هست ـ واقعيت  واحد است و كشمكش اضداد لطمه‌اي بر وحدت آن وارد نمي‌كند بلكه حتي اين كمكش براي وحدت اساسي است ـ ذات همه چيز آتش است ـ خدا همان واحد و عقل(لوگوس) جهاني است ـ يك قانون و عقل دروني در جهان هست و . . .

 پارمنيدس :مقارن پايان قرن ششم متولد شده و پايه گذار واقعي مكتب اليائي بود. در حدود سن 65 سالگي با سقراط جوان آشنا شده است. در آغاز يك فيثاغوري بوده ليكن بعدها آن فلسفه را ترك كرده است. وي معتقد بوده كه فقط وجود/ واحد هست و صيرورت و تغير، توهم است. صيرورت و تغير فقط با حواس نمودار مي‌شوند. او تمايز ميان عقل و حس، بود و نمود را مطرح كرده است. وجود هست و نمي تواند وجود نداشته باشد(وجوب وجود) و هميشه هست ولي مكاناً متناهي است. وجود متعلق فكر است و هرچه متعلق فكر باشد مي‌تواند باشد و هرچه مي‌تواند باشد، هست. بنابر اين وجود به وجود نمي‌آيد و كامل و نامتحرك و بي‌پايان است. اليائيان وجود را به معني مادي در نظر مي‌گرفتند.

  زنون : او نيز الئايي بود و پيرو پارمنيدس(متولد احتمالاً 489 ق.م  و پايه گذار ديالكتيك و سفسطه . او براي بطلان حركت دلائلي اقامه كرد و نشان داد كه فرض كثرت و تغير، منجر به نتايج محال و بي معني مي‌شود. وجود سرمدي و دگرگون ناشدني است. واقعيت ملاء، يكپارچه و كامل است.

  امپدكلس :يك شهروندآكراگاس يا آگريگنتوم در سيسيل بود. جادو و كارهاي خارقالعاده مي‌كرده و در سياست مشاركت داشته است. امپيدكلس كه مي‌كوشد تا فكر اسلاف خود را با هم تلفيق و تأليف كند. از نظر وي ماده بي‌آغاز و بي‌انجام و فناناپذير است. اما تغير نيز حقيقتي انكارناپذير است. او معتقد به انواع ماده بود(نه يك ماده كه مواد ديگر از برآمده باشند)؛ يعني خاك، هوا، آتش، آب. اشياء بواسطة اختلاط اين چهار عنصر بوجود مي‌آيند. او براي توجيه ارتباط اشيا به دو نيروي اساطيريِ «عشق و نفرت» متوسل شد. به زعم وي جريان عالم دايره وار است و ادوار متناوب عالم وجود دارد بدون اينكه آغاز و پاياني در كار باشد.

  آناكساگوراس: يك شهروند ايراني بود(متولد500 در كلازُمنا در آسياي صغير)كه گفته شده با سپاه ايران به آتن آمد. نخستين فيلسوفي كه در سالاميس اقامت گزيد(شهري كه بعدها مركز درخشان مطالعات فلسفي شد). وي به اتهام بي‌ديني و هواداري از ايرانيان محكوم و زنداني شد و . . . بخشي از آراء آناكساگوراس مشتمل بر سازش نظريات پارمنيدس و امپيدوكلس مي‌شود. به اعتقاد وي: هر چيزي كه اجزا دارد، اجزاء آن از لحاظ كيف عين كل آن است(متشابه و همگون) و نهايي و غيرمشتق ـ حتي عناصر امپيدوكلس هم مخلوطهايي هستند از اجزاء كيفاً مختلف و لذا جزء لايتجزاء وجود ندارد ـ در هر چيزي بخشي از هر چيز هست ولي يك جزء غلبه دارد ـ مهمترين ابداعِ آناكساگوراس مطرح كردنِ «نوس» يا عقل به عنوان سازنده و اصل هماهنگ كنندة اشياست. نوس نامتناهي، خودمختار، قائم به خود،توانا بر همه چيز، ناظم اشيا، بسيط، لطيف ترين، . . . است. نوس در تما اشياء زنده حضور دارد. اما او خالق ماده نيست و وظيفة آن ايجاد  حركت چرخشي يا دوراني در تودة مخلوط است. سقراط كه با كشف آناكساگوراس تصور مي‌كرد به فكري كاملاً نو دست يافته است، بدينگونه اظهار يأس نمود: تمام انتظارات مفرطم بر باد رفت وقتي فهميدم كه وي نوس را مدخليتي نمي‌دهد، و در ترتيب و انتظام اشياء و امور هيچ نيرويي علّي به نوس نسبت نمي‌دهد، بلكه هوا و اثير و آب و گروهي ديگر از چيزهاي عجيب را علت مي‌شمارد.

 دموكريتوس  :لوكيپوس(بنيانگذار نحلة اتمي اهل ميلتوس) و دموكريتوس متعلق به مكتب اتمي هستند. اين مكتب در واقع توسعة منطقيِ فلسفة امپيدوكلس است. آراء اين دو حكيم را نمي‌توان از هم تفكيك كرد. آنها معتقد بودند: شمار نامحدودي جزء تقسيم ناپذير(اتم) وجود دارند. اين اتمها بسيار خرد و وراي ادراك حس‌اند، داراي اندازه و شكلهاي متفاوت‌اند. از برخورد اتمهاي نامتناهي كه در خلاء در حركتند، جهانهاي بيشمار پديد مي‌آيند. هيچ قدرت خارجي يا نيروي محركي به عنوان علّت ضروري براي حركت اوليه وجود ندارد. تصادم و برخورد اتمها بالضروره به سبب شكل و وضع اتمها و حركات نامنظم آنها رخ مي‌دهد و حركت ازلي و ادامة حركت نيازمند هيچ تبييني نيست. اتمهاي لوكيپوس و دموكريتوس وحدات فردِ فيثاغوريِ متصف به صفات وجود پارمنيدي هستند. تبيين لوكيپوس و دموكريتوس از واقعيت بدينسان بر اساس ماترياليسم مكانيكي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 13:36  توسط گروه فلسفه استان | 

ابن رشد: وي با اينكه فيلسوف مسلمان بود راه خود را از فلاسفه‌ي مسلمان جدا كرد. او فلسفه‌ي مشائي به روايت امثال ابن سينا را قبول نداشت و در پي آن بود كه به ارسطوي يوناني برگردد و لذا به شرح دوباره‌ي برخي آثار ارسطو پرداخت. او با نوشتن كتاب "فصل المقال" در صدد توفيق ميان فلسفه و دين بود ولي غربيها آن را به گونه‌ي ديگر قرائت كرده و به "تضاعف حقيقت" يعني خلاف نظر ابن رشد رسيدند. بدينسان وي بي آنكه بخواهد ره آموز غرب جديد شد و جدايي دين و فلسفه را دامن زد. 

 فارابي: وي بنيانگذار فلسفه‌ي اسلامي بود. قبل از فارابي قطعات پراكنده‌اي از مكاتب فلسفي و فلاسفه در عالم اسلام منتشر بود و هر كس به طايفه‌ و نحله‌اي مي‌گرويد و خلاصه، آشفته بازاري بود . . . قبل از فارابي كندي را داريم ولي او بيشتر مترجم است و شأن او در تاريخ فلسفه‌ي اسلامي اين است كه زبان عربي را با فلسفه آشنا كرد ولذا واضع بسياري از اصطلاحات فلسفي به زبان عربي بود. فارابي با تأسيس اساس جديد و تلقي خاص از وجود، حقيقت، عقل و حكمت اساس جديدي گذاشت و در پرتو آن به تفسير و بازخواني مآثر فلسفي پيشينيان پرداخت. ديگران پس از او قدم در راهي گذاشتند كه توسط فارابي گشوده و كوبيده شده بود. هر آنچه در فارابی مجمل بود بعداْ از طریق فلاسفه‌ي مسلمان بسط و تفصيل يافت . . .

ابن سينا: وي بزرگترين فيلسوف مشائي بود و فلسفه‌ي اسلامي در مرحله‌ي مشائي با او به اوج خود رسيد و لذا مشائيت توسط وي بسط و گسترش تام يافت. او در پايان عمر فلسفي خود در رساله‌هاي رمزي و برخي آثار خود مثل اشارات و . . . زمينه‌هاي گذشت از مرحله‌ي مشائي را تمهيد كرد و ادامه‌ي راه را به سهروردي سپرد.

 ملاصدرا: آخرين فيلسوف عالم اسلامي واسلامي ترين فيلسوف بود كه به زعم خود تمامي جريان هاي فكري عالم اسلام را در حكمت متعاليه ي خود جمع كرد بطوري كه اين فلسفه با كلام و عرفان و ساير علوم و جريان هاي فكري سازگار افتاد. بنا به نظر برخي صاحب نظران، فلسفه ي اسلامي با ملاصدرا به تماميت خود رسيد و به همين دليل او را خاتم الفلاسفه ناميده اند.

علامه طباطبايي: احياگر فلسفه و بنيانگذار مكتب نوصدرايي كه، ۱- فلسفه ي اسلامي را به شيوه ي رياضي ارائه نمود(بويژه در كتاب نهايه).  ۲- براي نخستين بار در عصر حاضر كتاب درسي فلسفه براي حوزه ي علميّه نوشت(بدايه و نهايه). ۳- ابداعات بسياري در مسائل فلسفه داشت. ۴- فلسفه را به سمت مسائل روز و ديالوگ با غرب كشاند. ۵- فلسفه ي اسلامي بعد از سهروردي را به عالم غرب شناساند و . . .

شهيدمطهري: شاگرد خلف حضرت روح الله و علّامه طباطبايي، بنيانگذار كلام جديد كه در گسترش فلسفه به زبان ابناء زمان كوشيد و موفّق هم شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 12:26  توسط گروه فلسفه استان | 
ارسطوافلاطون سقراط

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 12:10  توسط گروه فلسفه استان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
از آنجايي كه ارتباط را امري ضروري و حياتي مي‌دانیم برای تکمیل حلقه‌ي ارتباطي ميان مدرسين فلسفه و منطق استان در صدد ايجاد اين وبلاگ بر آمدیم.
از همه‌‌ي سروران انتظار داريم ما را در اين مسير ياري كنند.

كاظم اصغري

پیوندهای روزانه
تعاريف مختلف درباره ي فلسفه
نظريات فلاسفه در مورد رابطه روح و بدن
آسيب شناسي دروس فلسفه و منطق
جايگاه منطق در معارف بشري
مراحل نگارش و تنظيم طرح درس روزانه
جستاری در ماهیت علم ـ فیروز نزادنجف
ویژگیهای کتاب جدید منطق طبق برنامه ی درسی وزارت
سخنرانی دکتر حشمت در همایش کشوری فلسفه در زنجان
سخنرانی دکتر حشمت در جمع دبیران نواحی تبریز
گفتگوی سرگروه با دكتر رضا سليمان حشمت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1388
خرداد 1388
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آرشیو موضوعی
شرح وظايف و برنامه‌هاي گروه
مشخصات اعضای گروه
گزارش عملكرد گروه استان و نواحي و مناطق
اعلام وصول نواحی و مناطق
اطلاعيه‌ها و اخبار ويژه
نظرات و گفتگوها
تحليل وضعيت موجود
درباره‌ي كتب درسي
بارم بندی و بودجه بندي كتب
معرفي منابع، مراكز، و...
نرم افزار و نشريه‌ي حكمت
امور ضمن خدمت
ارزشيابي و نمونه سؤال
طراحي آموزشي
روشها و فنون تدريس
تحقيق و پژوهش
گزيده ها
لطايف الحكم
آلبوم عكس
صفحه ی دانش آموزی
نقد و بررسی
مباحث فلسفی و منطقی
پیوندها
آموزش فلسفه برای کودکان
آموزش و پرورش ایران
دبيرخانه‌ي كشوري فلسفه
باشگاه انديشه
بانك اطلاعاتي فلسفه و منطق
بنياد حكمت فرديد
جستجوگر پايگاههاي شيعه
حكمت متعاليه
راهنماي فلسفه در اينترنت
سازمان آموزش و پرورش استان
فلسفه، فلاسفه، آثار و...
انديشه‌ي قم: فلسفه، كلام و...
مجلات پژوهشی حوزه
دل نوشته هاي يك معلّم
گروه فلسفه‌ي پاوه
گروه فلسفه‌ي مرند
گروه فلسفه ی تهران
انجمن حكمت دانشگاه قم
كانون پژوهشگران فلسفه
فلسفه‌ (رشد وزارت)
فلسفه‌ (ويكي پديا)
بنياد حكمت صدرا
كتابخانه‌ي الكترونيكي 1
گروه فلسفه وزارت
موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران
دایرةالمعارف و اصطلاحات فلسفه در اینترنت
دایرةالمعارفها و سایر مراجع فلسفه
اخبار فلسفه در سطح جهان
مقالات فلسفی سایت سراج
گروه فلسفه و منطق كرمانشاه
فرونسيس
گروه فلسفه ي نجف آباد
گروه فلسفه ي گيلان
سراج
روش انديشيدن
درباره‌ي تفكّر استاد فرديد
بنياد حكمي و فلسفي دكتر فرديد
انجمن حكمت استان آذربايجان شرقي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


www.irLearn.com


جستجو در وبلاگ
جستجو در سايتهاي ديگر